۱۴۰۰



حرف نداره!!
همچنان با تشکر از تنها همکار واژهنامه، خانم محمدپور!
ممکنه بپرسین پس اون اسمهایی که به عنوان ویراستار تو صفحه «درباره» نوشتیم کی هستن پس؟؟ خوب اونها همشون ویراستارند، ولی فقط اسمشون تو سایت هست! هیچ اثر دیگهای ازشون نیست!
برای این که یک virtual directory در IIS 7.0 که روی Windows Vista اجرا میشود فعال شود باید بعد از تعریف آن در IIS، در قسمت Basic settings روی Connect as کلیک کنید و مشخصات کاربری خود را وارد کنید. همین نکته کوچولو چند روز وقت آدم رو تلف میکنه!!
شاعر میفرماید:
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
ما هم آهسته میرویم و هم…!! نه برای خستگی زود است. البته آهستگیمان کمی بیش از حد است ولی به هر حال پیشرفت واژهنامه در این تابستان امیدوار کننده بود! اندک تغییراتی هم اعمال شده که وقتی واژهای مشاهده میشود واژههای نزدیک به آن در واژهنامه نیز دیده شود. قدم بعدی تهیه راهنمای جستجو و راهنمای تلفظ است که اگر وقت کنم آن را هم اضافه میکنم. اگر…!!
یاری اندر کس نمیبینیم، یاران را چه شد؟…
من ۳ سال برای قبولی تخصص درس خواندم. در این ۳ سال با ترجمه های مختلفی از منابع دندان پزشکی دست و پنجه نرم کردم. بعضیهاشان واقعاً اعصاب خرد کن بودند (مثل ترجمه Pathways). بر عکس بعضیها خیلی عالی بودند (مثل Art و McDonald). با خودم می گفتم ای کاش کسانی که ترجمه بلد نیستند ترجمه نمی کردند! در عین حال فکر کردم چه خوب بود اگر ترجمه های خوب یک جا به صورت یک مرجع جمع آوری می شد تا مترجمین آینده هم همان کلمات را بکار ببرند. آشنایی با Wikipedia هم مزید بر علت شد چون تأثیر زیادی روی من گذاشت - حجم زیادی از اطلاعات که توسط تعداد زیادی از کاربران اینترنت در یک جا حمع آوری شده و برای همه قابل دسترسی است. پروژه Wiktionary دیگر خودِ آرزوی من بود. با این حال وقتی که به طور جدی شروع به راه اندازی سایت کردم متوجه شدم که نرم افزار MediaWiki (نرم افزاری که Wikipedia) از آن استفاده می کند را نمیتوانم با آنچه در ذهن دارم به راحتی تطابق بدهم. در واقع پیچیده تر از آن بود که وقت داشته باشم از آن سر در بیاورم.
اما من به هر حال به کمک دیگران نیاز داشتم (همان طور که Wikipedia را یک نفر درست نکرده - البته واژه نامه ما خیلی کوچکتر از Wikipedia است ولی خوب…) بنابراین رفتم سراغ کمیته پژوهشی و دانشجویان فعال(!) آن. آن روزها که ما دانشجو بودیم کلی فعالیتهای پژوهشی انجام می دادیم. اصولاً بیشتر از اینکه درس بخوانیم پژوهش می کردیم. نه اینکه چیزی اختراع کنیم یا کار مثمر ثمری انجام بدهیم، ولی در کارهای فوق برنامه فعال بودیم. اما دانشجویان این دوره زمانه فقط دنبال درس خواندنند! خصوصاً حالا که میتوانند سال آخر امتحان تخصص بدهند (البته از سال بعد نه!). چند نفری آمدند و من ایده را با آنها مطرح کردم. آن وقت بود که فهمیدم حالا برای کمک خواستن خیلی زود است چون بچه هایی که در زمینه برنامه نویسی نمیتوانند کمک کنند تا قبل از راه افتادن سایت کاری از دستشان بر نمیآید. به علاوه این ایده من بود و من نباید توقع داشته باشم که آنها هم با من توافق داشته باشند.
در کنار این جلسهها کار طراحی سایت هم هر چند به کندی پیش میرفت. دامین (domain) و فضا را ثبت کردم و طراحی ظاهر سایت را شروع کردم. من سیستم مدیریت محتوا (CMS) را آماده داشتم (از سایت خودم!). طرح را از این سایت گرفتم و شروع کردم به ادغام CSS و CMS! با این که ظاهراً همه چیز آماده بود این کار چند ماه طول کشید! وقتی ظاهر سایت آماده شد وقت طراحی نرمافزار ویژه واژهنامه بود. کارها به کندی پیش رفت تا بالاخره در بهمن ماه (۸۷) نرمافزار هم آپلود شد. دیگر همه چیز آماده است.
حالا چی کم داریم؟ - واژه!
چقدر طول کشید!
WordPress را با Fantastico نصب کردم تا دردسر دانلود و آپلود نداشته باشم ولی نصب فارسی سازش خیلی طول کشید. نه اینکه مشکل از افزونه فارسی باشد، من راهنما را درست نخواندم!
خوب! سلام!به وبلاگ من خوش آمدید. من اول برای سایت انجمن درست کردم ولی دیدم سایتی که هنوز هیچ عضوی ندارد انجمن نمیخواهد! وبلاگ میخواهد. وبلاگ یعنی جایی که من حرف میزنم و هر کس دوست داشته باشد گوش میکند!
درباره واژهنامه توضیح خواهم داد. به زودی…